تبليغاتX
یاداشتهای من

 (بنام خدا)

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود

یک دنیای بود

در نهایت نبودی ولی بود

هر آنچه بود ولی هیچ نبود

یکی در راس بود خیلی بود،  ولی در آخر هیچ نبود

خیلی چیزها بود، همه بود، همه با هم بود

خیلی بود ،خیلی خیلی بود، وقتی به راس می رسید هیچی نبود

خوب بود، بد هم بود، بد هم خوب بود،بد هم خیلی بد نبود،

وقتی به راس می رسید خوب بد بود ،بد خوب بود، خیلی بد هم خیلی خوب بود ،

در نهایت هیچی نبود، چون همه برای راس بود،

تمام بود ها برای راس بود ،ولی راس همه نبود ها بود ،

بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 نه نبود؟؟؟؟؟؟

شما بگید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 دوستان یاری کنید! متشکرم

در دریای مطلاطم نیستی نبودی دست پا میزنیم ،که ناگهان کشتی جدا شده از ساحل امید، به سوی ما روان شده،اگر امواج خروشان تحجر ،کشتی ما را به باد ویرانگر نسپارد،امید بودن در ما شکوفه خواهد زد.  

 

+ نوشته شده توسط عیسی در سه شنبه 26 خرداد1388 و ساعت 11:49 بعد از ظهر |

بنام خدا

انتخابات بزرگترین نمایشگاه مردم سالاری وبهترین فرصت برای اعمال اراده یک ملت است ،ارادای که به مدت چهار سال سرنوشت کشور را رقم میزند ،جهت دهی و سمت سوی حرکت کشور را روشن می کند ، انتخاب کردن و انتخاب شدن حقی است که خداوند متعال به انسان ،آن اشرف مخلوقات ارزانی داشته ،خداوند متعال خود قلم را انتخاب کرد و به قلم قسم خورد. از این جمله این معنی استخراج میشود،خداوند تبارک تعالی صرف نظر از اینکه اهمیت قلم را به انسان یاد آوری میکند ،بلکه از کل کائنات از اجرام واجسام، فقط قلم را انتخاب کرد، و عمق انتخاب و اهمیّت انتخاب را برای انسانها گوشزد نمود،پس چه خوب است که انسان با روشن بینی و مطالعه دقیق از انتخاب خود بهره مند شود، و یا خود را در معرض انتخاب قرار دهد،به نظر ارسطو جامعه ای که تعداد فعالان سیاسی و معنوی آن بیشتر باشد به همان اندازه سعادتمند تر است، در دو دوره هشتم وهفتم انتخابات گذشته مشارکت بالا ی مردم ثمرات فراوانی برای کشور داشت،ولی با قهر دوری مردم از مشارکت مثل دوره نهم زیانهای جبران ناپذیری متوجه ملت وکشور و آینده کشور شد ،شرکت در انتخابات یعنی مسئولیت پذیری ،یعنی درک مشکلات جامعه یعنی پالایش اندیشه ها ،یعنی قدم برداشتن به سوی رفع مشکلات،انسان برای ادامه حیّات لاجرم باید انتخاب کند ،و یا انتخاب شود ،کسی که به انتخاب اهمیت میدهد حتماً مسئول انتخاب خود خواهد بود ،و چنین شخصی مسئولیت پذیر و انسان رو به کمال است ،و اما اگر به انتخاب خود بی تفاوت باشد چه نتیجه ای می تواند از انتخاب دیگران به دست آورد؟ ،انسان همواره در معرض انتخاب شدن و انتخاب کردن قرار دارد ،انتخاب مکتب خویش ،انتخاب مذهب خویش،انتخاب رهبر خویش،انتخاب رئیس کشور خویش،انتخاب الگوی خویش، انتخاب همسر خویش ،انتخاب هدف خویش ،کسی که الگوی برای خود انتخاب میکند ،در واقع انتخاب شونده ممکن است الگوی اجتماعی و یا الگوی اقتصادی و یا الگوی تقوابرای انتخاب کنده باشد ،یا ممکن است در یک زمینه برای انتخاب کننده الگو باشد،به هر حال انتخاب یک امر گریز ناپذیر و مقدمه هر امتداد است ،امّا بحث حقیر راجب انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری است،که جنبه عموی داشته ونتیجه  انتخاب ما متوجه عموم میشود، عدم انتخاب ما هم همینطور  ،اگر ما انتخاب نکنیم دیگران برای ما انتخاب میکنند و نتیجه انتخاب دیگران متوجه ما خواهد شد.   حال با این مقدمه راجب اهمیت انتخابات :میرسیم به انتخاب اصلح :آقای کروبی که لقب شیخ اصلاحات را یدک میکشد وانصافاً هم اصلاح طلب است ،ولی قدرت طلبی او بر جسته تر از اصلاح طلبی اوست، اقای کروبی اگر برای خدمت می آمد دلیلی نداشت که چند ماه قبل از انتخابات خودش را برای انتخابات آماده کند،ایشان شیفته قدرت است او خود را یک بار در معرض انتخاب قرار داد  به هر حال اگر شیفته خدمت بود چه عجله ای برای خدمت کردن، در گذشته خیلی از این خدمتها کرده در مقام ریاست مجلس ،به نظر میآید دستهای پشت پرده وجود دارد که برای شکستن رای موسوی کروبی را در صحنه نگاه دارند این دستها جز دستهای محافظه کاران نیست ، و امّا  احمدی نژاد:چهار سال تصدی او در ریاست جمهوری بیانگر قابلیتهای او است که برای ایران وایرانی به ارمغان آورد ،    در روابط بین الملل افتزاع به بار آورد، زحمت اجماع تمامی کشورها را بر علیه ایران کشید،وجهه ایران رادر جهان  به حراج کذاشت،تیم اقتصادی او هیچ کار قابل توجه ای نکرد، تورم از یازده در صد به بیست هفت در صد رساندبهره های بانکی با طبل شیپور  پایین آورد، ولی بی سر صدا برگشت سر جای خود،واردات بی رویه محصولات کشاورزی ،از مصر کشاورزی ما را به نقطه ورشکستگی سوق داد ،با شعار عدالت رئیس شد در اولین قدم با انتخاب کابینه با مدارک قلابی خود و زیردستان و کنار گذاشتن سرمایه های انسانی و لایق و تجربه های گرانقدر، عدالت را لگد مال کرد ، پول نفت را سر سفره نیاورد چون بوی نفت میداد،بی قانونی ودروغ رواج پیدا کرد، از مافیای نفت هم خبری نشد،اما آقای محسن رضایی:هیچ حرفی برای گفتن ندارد ،اقتصادبیمار چهل ساله ایران چیزی نیست که آقای رضای بتواند راه حل منطقی برای آن بیابد، در مان بیماری اقتصاد ایران نمی تواند از تفکر آقای رضایی عبور کند، با فکر  محافظه کارانه نمی توان  بیماری اقتصاد ایران را درمان کرد ،در دنیا دو نظریه  برای حل معظل اقتصادی وجود دارد و آن این که آیا اول باید توسعه سیاسی شکل بگیرد تا به توسعه اقتصادی رسید  ؟یا توسعه اقتصادی محقق شودتا به توسعه سیاسی وهمه جانبه رسید ؟به صورت ساده تر عقل بهتر است یا ثروت ؟این سوال همچنان بحث محافل اقتصادی است. به نظر نقارنده توسعه سیاسی در ایران مقدم بر توسعه اقتصادی است ،چرا که ایران در حال گذار از سنت به مدرنیته است ، در ایران تا زمانیکه نهادهای مدنی قوی مطبوعات آزاد، کانال مستقل تلویزیونی و ریشه کنی بیسوادی وآگاهی مردم از حق حقوق قانونی خود وگردش آزادانه  اطلاعات محقق نشود ،امیدی برای حل بیماری اقتصادی نیست ،البته بحث پیرامن این موضوع زیاد است که در این مقال نمی گنجد ،نظر به این منطق آقای رضایی نمی تواند بیماری اقتصاد ایران را درمان کند ،امّا  انتخاب خودم :آقای میر حسین موسوی !!!!!شعارهای موسوی نیاز جامعه امروز ماست ،کسی که از کرامت به حراج رفته انسان پاسداری میکند، کسی که برای ملت حق اطلاع از امور کشور دفاع میکند ،کسی که حامی گردش اطلاعات شفاف وآزادانه برای مردم قایل است ،کسی که از آزادی بیان و اندیشه پاسداری میکند ومدافع آزادی های مصرح در قانون است ،کسی که حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی را مد نظر دارد،کسی که از عزت و هویت ایرانی سخن میراند ، برای این شخص جز خدمت ،هدف دیگری متصور نیست.بهترین انتخاب :میر حسین موسوی دیدار ما 22 خرداد    


    

        

+ نوشته شده توسط عیسی در سه شنبه 29 اردیبهشت1388 و ساعت 10:49 بعد از ظهر |

ارزشهای کذایی

وقتی به کلمه ارزش ویا ارزشها فکر میکنم تازه می فهمم که چقدر این کلمه دچار تعقیر معنی ومفهوم شده ،کلمه ارزش ویا ارزشها قاعدتا باید انسان را به یاد ارزشهای واقعی که همانا ذات مثبت انسان ،انسانیت انسان ،علم انسان ،تقوای انسان ،مفید بودن انسان در جامعه،به اندازد امّا امروزه کلمه ارزش ویا ارزشها مارا به یاد ارزشهای کذایی می اندازد ارزشهای که در عین بی ارزشی !!دارایی ارزش و جایگاه مناسبی در جامعه پیدا کرده و آن چیزی نیست جزء ثروت،چقدر انسان باید متاثر باشد که چنین وضعی را در جامعه امروزما مشاهده میکند ،یک کلمه که دارایی معنی ومفهوم روشنی دارد در گذر زمان معنی آن دستخوش تعقیر شده وچیزی از آن ارزشهای واقعی به جا نمانده ،جزءارزشهای کذایی و کنونی ،حال دوستان خواهند پرسید که چرا این قدر به کلمه ارزشها گیر گیر داده ام بلی درست است، وقتی می بینی ارزش انسان به دارایی و ثروت او خلاصه میشود و انسانیت تحت تاثیر ثروت قرار می گیرد و از بین میرود ،آنوقت به حقیر حق میدهید که چنین ناله سر بزنم ،البته بنده نه تنها با ثروت مخالف نیستم بلکه موافق هم هستم ،چرا ؟ثروت حضرت خدیجه (ص) رسالت پیامبر اکرم (ص) را هموار کرد در بسیاری از احادیث آمده، ثروت مشروع سبب پیشرفت وتکامل انسان میشود ناله من از آنجا شروع میشود داشتن ثروت ارزشهای انسانی را دور می زند و در مرتبه ای بالاتر از ارزشهای انسانی قرار می گیرد این یک طرز تفکر ونگاه غالب جامعه کنونی ما است و این خیلی وحشتناک است که به انسان با عینک مادّیات نگاه کرد و ارزش و جایگاه اجتماعی و انسانی اورا در ثروت دید ،البته این موضوع شاید در کلان شهرها خیلی ملموس نباشد در شهرهای کوچک چون همه همدیگر را می شناسند چنین است ،ولی واقعیتی انکار ناپذیر است، درست است که کسب ثروت و جایگاه اجتماعی در بیشتر مواقع از قابلیّت انسان سر چشمه میگیرد ولی این نمی تواند یکی از فاکتورهای یک انسان ارزشمدار را داشته باشد ،بحث من نگرشی است که انسانها در بها دادن به همدیگر ملاک قرار میدهند که این نگرش باید تعقیر یابد.

+ نوشته شده توسط عیسی در جمعه 23 اسفند1387 و ساعت 12:48 بعد از ظهر |

بنام خدا

درک ابعاد پیچیده انسان نیازمند تامل عمیق پیرامون ناشناخته های آن است مجموعه جسم روان انسان گستر ه ای به وسعت عالم دارد،اجزای عالم هر آنچه که میبینیم ،در آسمانها ستارگان وکهکشانها روند تکاملی آنان مثل روند تکاملی بشر است .در روی زمین گیاهان درختان وانواع موجودات همه وهمه یاد آور فرایند تولّد شکوفه وجوانی و بهره ،ودر آخر مرگ است انسان کیست؟که هر آنچه در عالم هست ،همه برای اوست انسان بی روح چیست ؟ویا روح بدون جسم کیست ؟دانستن جواب این سوالها لازمه بشر است،انسان هر چه بیشتر به این سوالها جواب بدهد بیشتر به خالق خویش نزدیک می شودجسم بدون روح وقتی زیر خروارها خاک می تلد، وبعد از چند سالی تبدیل به خاک می شود این به معنی آن است که جسم پس از مرگ بخشی از طبیعت میشود ودر مسیر فرایند طبیعت قرار میگیرد همانطور که در ابتدا خاک بوده و در اختیار فرایند خلقت قرار گرفته ،ولی جسم قبل از مرگ حامل روحی است که خداوند متعال از روح خود در آن جسم قرار داده است،پیداست که شناخت ابعاد پیچیده روح انسان ،شناخت قدرت مطلق است ،در بسیاری از احادیث بر این نقطه تاکید شده است ،که خود شناسی یعنی خدا شناسی ،خداوند چقدر انسان را عزیز خواست که از روح خود در انسان قرار داد وبه خود آفرین گفت . اوج روح انسان یک درجه پاینتر از خداست،پس در اینجا در می یابیم که انسان چقدر بزرگ ومحبوب خداست .ولی امروز می بینیم که آن روح تبدیل شده به روح شیطانی که نتیجه آن را در عصر حاضر می بینیم . کشتار ، ظلم ، بی عدالتی ،دروغ ،حق کشی،تجاوزهای گوناگون،حرام خوری،وخیلی موارد دیگر که قلم از نوشتن آن شرم دارد.همه اینها دست پخت حاکمان کنونی جهان است ،که هرکدام به شیوه های مختلف در راس حکومت قرار دارند، هر تک تک شان به اندازه ای مقصر هستند. 

+ نوشته شده توسط عیسی در پنجشنبه 21 شهریور1387 و ساعت 6:57 بعد از ظهر |
                                             بنام خدا
                                          ای حقیقت مطلق

                                        ای حقیقت بی نهایت

                                         ای هستی مطلق

                                         ای زیبایی مطلق

                                         ای مهربانترین مهربانها

                                         ای بخشنده ترین بخشاینده

                                         ای تنها وجود وهمه عدم

                                         ای که همه هستی زتو پیدا شده

                                        خاک ضعیف از تو توانا شده

(سلام ) 

سلام بهترین بندگان بر شما

سلام از عمق دل و از عمق وجود واز تک تک سلولهای وجودم بر تو

خدایا شکر می گویم به تو به تعداد خلقتت، که تعداد آن از تصورات ما خارج است

خدایا چرا این همه پلیدی وزشتی و پستی وهرچه که بد است در این عالم وجود دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آیّا وجود این همه بدی در بین آدمیان تکامل آدمیان را به همراه دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهترین   وصلاحترین تصمیم از آن توست

وقتی انسان در لابلای غول دندهای این همه پلیدی و زشتی و بدی گیر می کند ،

راهش پناه بردن به خداست

و راه دیگر ،راه پریشان گوی است ،امید وارم خداوند بخشنده این پریشان گویی را بر حقیر ببخشد.

(ای خدای مهربان) تقاضای این عدم را وجود بدار و بر خواسته های این بنده حقیر گشاینده باش ،

(و امّا خواسته) 

هر چه بدی ،زشتی ، پلیدی ،دروغ ،ریّا، مکّر ، غارت ،تعروض ،بی رحمی ،جنگ ،فساد،

و هر چه که در این قالب ها است از بین ببر.(عامین رب العالمین)


 

+ نوشته شده توسط عیسی در یکشنبه 19 خرداد1387 و ساعت 12:39 بعد از ظهر |

(بنام خدا)


هدفی که هر گز براحتی به آن نمی رسیم ،تکثر عظیم خلقت مشکل به وحدت می رسد. 

به همین سبب است که تکثرات خلقت همواره در چالش با همدیگر یک آزمایشگاه

حیاط ساخته،

رفتارهاوکردارهاوپندارهاوآداب و روسوم ،مذاهب مختلف و ادیان گوناگون همه در قالب

  مشخصه ها ی آزمایش می شوند.

هر کسی به نسبت پیرامون خویش وتکیه بر عقل خویش بیشترین وحدت را در خود جمع کند

بیشتر به سبب اوّل هستی نزدیک میشود . این مطلب در تاریخ ۱۳/۴/۸۰ جز یادشتهای مکتوب نگارنده است

و در تاریخ زیر در وبلاگ ثبت شده:           (برداشت مطالب با ذکر ماخذ بلامانع است)


 

+ نوشته شده توسط عیسی در پنجشنبه 2 خرداد1387 و ساعت 10:43 بعد از ظهر |
 

 بنام خدا


 در ابتدا باید عرض کنم که بنده نه سیاستمدارم نه قانون گذار ،بلکه یک شهروند هستم که چند تا سوال، ذهن بنده را بشدت به خود مشغول کرده ،گریزی نیست جز یافتن جواب آنها، لذا از دوستانی که به این وبلاگ مراجعه کردند ،خواهش می کنم با نوشتن جواب سوالات جهت روشن شدن  ابهامات آن بنده را یاری کنند؟؟؟؟؟؟

۱- سفرهای احمدی نژاد به استانها براساس کدام منطق ،منافع ملت را تامین میکند که دولتهای قبلی از آن عبور کردند؟

۲- تامین هزینه سفرها از کدام منابع است ؟

۳- مبالغ اختصاص یافته به استانها  آیّا از ردیف در آمد وهزینه در بودجه دیده شده ؟

۴- سفرهای استانی مانور تبلیغاتی یا بهره گیری از پتانسیلهای اجتماعی که من نام آن را مقبولیت سنجی می نامم نیست ؟

۵- فایده وهزینه این سفرها برای ملت چقدر با همدیگر تناسب داشته وفایده آن بیشتر از هزینه می باشد ،یا برعکس ؟

۶- اصلی ترین هدف سفرها ،نمایش استقبال مردم  و یا قالب شدن بر هر حرف وحدیثی که ممکن است در عدم مقبولیت آنان وجود داشته باشد نیست ؟ 

در جواب به ردیف سوال ۳ :از دوحالت خارج نیست یا در بودجه ردیف آن وجود دارد ،که در آن صورت جواب ردیف ۴ معلوم است ،یا در بودجه دیده نشده در آن صورت باز یک سوال اساسی ایجاد می شود و آن چرا بی قانونی ؟

در جواب به ردیف ۵ دو نتیجه حاصل می شود ،یک  فایده آن بیشتر از هزینه  است در آن صورت استانداران بی کفایت هستند تا ریئس جمهور حضور نداشته باشد مشکلات و الویتها شناخته نمی شود  ،۲ -هزینه بیشتراز فایده است ،باز در آن شرایط جواب ردیف چهار مثبت است .  

جواب خودم را به انضمام سوال به شرحی که آورده ام می باشد ،البّته ممکن است جواب به  واقیعت نزدیک نباشد ،لیکن به همین خاطر از دوستان دعوت می کنم در جواب سوالات بنده را یاری کنید .


 

  

                                        

 
+ نوشته شده توسط عیسی در سه شنبه 7 اسفند1386 و ساعت 9:35 بعد از ظهر |

در رابطه با فلسفه عاشورا نکاتی به نظرم رسید که توجّه خوانندگان محترم را به آن معطوف می کنم، واقعه عاشورا از نظر این حقیر در چارچوب سیر تکاملی بشر در مسیر تعریف شده پروردگار متعال است ،عاشورا اتفاق افتاد چون خواست خدا بود ، چون نیاز آیندگان بود، درسهای عاشورا، به وسعت عالم که امتداد آن عاشوراست وانتهای آن بی نهایت،درسهای عاشورا برای زمان خودش نبود،منطق این جمله در آنجاست که قیام امام حسین {ع} در زمان خودش شکست خورد،وکفّار در پیکار با امام حسین {ع}و یارانش فخر می کردند و اینکه اسرار بر آن داشتند  که محق اند،و جانب حق گرفتند، ولی هر چه  از زمان عاشورا فاصله می گیریم ،پیروزی امام حسین {ع} ویاران با وفایش نمایان می شود، و درسهای آن آشکار ،واقعه عاشورا یک معجزه الهی بود که بدست امام حسین {ع}و یارانش به سر انجام رسید، معجزه ای که انسانها را از خواب بی عدالتی و بی تفاوتی پریشان کرده و درسهای ظلم ستیزی وآزادی خواهی بدهد،و برای انسانهای جهان بعد از خودش را به زندگی شرافتمندانه وخدا خواهانه و آزادانه دعوت کرد ،پیام عاشورا در هر زمان انسانها را به چالش وتأمل واداشت تا در مسیر تکامل بشریت،تکاملی که مورد نظر خداوند متعال است قرار بگیرند. این مطالب در تاریخ ۲۶/۱۲/۸۰ در ساعت ۵۸/۲۰ شب  دوم محرم نگارش شده.

{برداشت با ذکر ماخذ مجاز می باشد}                         

 

       

+ نوشته شده توسط عیسی در دوشنبه 24 دی1386 و ساعت 8:21 بعد از ظهر |

رضایتمندی ملّت در قبال عملکرد حاکمیّت ،اقتدار حاکمیّت رافراوان ورضایتمندی ملّت را دو چندان می کند اگر در انتخابات همه اقشار جامعه و همچنین مسئولین اجرای ونظارتی وکاندیدها ملزم به رعایت قانون باشندو مردم هر آنکس را که انتخاب کردند، به او احترام گذاشته و اورا قبول داشته باشند این منتخب .......با اقتدار می تواند کار کند،چرا که عصاره اندیشه های یک ملّت رانمایندگی کرده و از حمایت و پشتیبانی آنان بهره می برد، حمایت ملّت یک توان است، توانی که از جریان دموکراسی حاصل شده واز پشتیبانی تک تک آحاد جامعه سود می برد ،در میز های مذاکره با کشورهای دیگر برای تقسیم منابع و گرفتن منافع بیشترودر چانه زنی های این چنینی، توان به کار می آید،و درچنین شرایطی کشورهای همسایه جنوبی وشمالی،به فکر زیاده خواهی ویا تعقیر خلیج فارس به خلیج عربی یا خلیج خالی نمی افتند،و یا در موضوع هسته ای کشورهای ینج +یک،حساب کار دستشان می آید در این شرایط با یک ملّت روبروهستند نه با یک شخص،دموکراسی یعنی مردم سالاری یعنی قدرت دست مردم است، به جهت اداره امور مملکت ،این قدرت به طرقهای مختلف از جمله انتخابات به اشخاص صالع و فهیم ومدیر ومدبر تعویض میشود و مجموعه ای به نام حاکمیّت شکل می گیرد،وظیفه حاکمیّت پیش بردن خواستها ی ملّت است، خواستهای که در قانون اساسی به آن پرداخته شده است،وهر آنگاه از عهده این کار بر نیامد و یا در صدد سوء استفاده از آن شد باید خیلی آرام ومحترمانه کنار کذاشته، شود و اشخاص دیگری برای اداره امور برگزیده شود ،با این اوصاف در می یابیم منتخب مردم مستخدم مردم است ،و باید بجز رضایتمندی ملّت به چیز دیگری فکر نکند در این صورت است که منتخب، در مذاکرات با کشورهای دیگر با اقتدار کامل و برای ایجاد منافع ویا حفظ منافع بیشتر چانه میزند وبه پشتیبانی ملّت می بالد،مطالب ذکر شده شامل نماینده گان مجلس هم می شود، یک نماینده خوب باید دردهای جامعه را درک کند،به گوشه ای از درد های جامعه در نوشته های قبلی ام اشاره داشته ام، به پاره ای دیگر از درد های جامعه مختصردر چهار بند می پر دازم یک، بیکاری،دو مشکل مسکن،سه،توّرم،چهار امکان  ازدواج ،بیکاری وتوّرم مورد دوم وچهارم را تشدید می کندکه پیامدهای ناگواری به جامعه تزریق می کند ،عدم امکان ازدواج، حاصل بند یک ودو وسوّم است، که ناهنجاریهای بسیاری به همراه دارد،که شرح آن را در یادداشت قبلی ام تحت عنوان درد جامعه توضیع داده ام،توّرم هم بی ثباطی اقتصادی ، فاصله طبقاتی ،عدم امنیّت روانی ،احتکار،گران فروشی،وو..... شخصی  که برای رفع آن دردها داوطلب باشد، چنین شخصی برای مجلس شورای اسلامی نیاز است ، برای او جزء تلاش برای از بین بردن درد های  جامعه،  نیاز دیگری متصور نیست ،اگر چنین نماینده ای را انتخاب کردیم ،مجلس قوی ،دولت قوی ،مذاکرات قوی،ملّتی قوی وسعادت مند خواهیم داشت.البتّه شکیّات زیادی در تصّوراتم وجود دارد ،به جهت مشهود بودن دردهای فراوان جامعه، و مشکلاتی که لاینحل مانده است .                                                       

{ برداشت مطالب تنها با ذکر ماخذ مجاز است}


 

+ نوشته شده توسط عیسی در شنبه 22 دی1386 و ساعت 6:48 بعد از ظهر |