دوستان همراه به دلیل عدم امکان ادامه وبلاگ، برای دسترسی به آدرس جدید، به
آدرس زیر مراجعه فرمائید.سپاسگزارم!
بنام خدا
(اهمیت انتخاب)
انتخابات بزرگترین نمایشگاه مردم سالاری وبهترین فرصت برای اعمال اراده یک ملت است ،ارادای که به مدت چهار سال سرنوشت کشور را رقم میزند ،جهت دهی و سمت سوی حرکت کشور را روشن می کند ، انتخاب کردن و انتخاب شدن حقی است که خداوند متعال به انسان ،آن اشرف مخلوقات ارزانی داشته ،خداوند متعال خود قلم را انتخاب کرد و به قلم قسم خورد. از این جمله این معنی استخراج میشود،خداوند تبارک تعالی صرف نظر از اینکه اهمیت قلم را به انسان یاد آوری میکند ،بلکه از کل کائنات از اجرام واجسام، فقط قلم را انتخاب کرد، و عمق انتخاب و اهمیّت انتخاب را برای انسانها گوشزد نمود،پس چه خوب است که انسان با روشن بینی و مطالعه دقیق از انتخاب خود بهره مند شود، و یا خود را در معرض انتخاب قرار دهد،به نظر ارسطو جامعه ای که تعداد فعالان سیاسی و معنوی آن بیشتر باشد به همان اندازه سعادتمند تر است، در دو دوره هشتم وهفتم انتخابات گذشته مشارکت بالا ی مردم ثمرات فراوانی برای کشور داشت،ولی با قهر دوری مردم از مشارکت مثل دوره نهم زیانهای جبران ناپذیری متوجه ملت وکشور و آینده کشور شد ،شرکت در انتخابات یعنی مسئولیت پذیری ،یعنی درک مشکلات جامعه یعنی پالایش اندیشه ها ،یعنی قدم برداشتن به سوی رفع مشکلات،انسان برای ادامه حیّات لاجرم باید انتخاب کند ،و یا انتخاب شود ،کسی که به انتخاب اهمیت میدهد حتماً مسئول انتخاب خود خواهد بود ،و چنین شخصی مسئولیت پذیر و انسان رو به کمال است ،و اما اگر به انتخاب خود بی تفاوت باشد چه نتیجه ای می تواند از انتخاب دیگران به دست آورد؟ ،انسان همواره در معرض انتخاب شدن و انتخاب کردن قرار دارد ،انتخاب مکتب خویش ،انتخاب مذهب خویش،انتخاب رهبر خویش،انتخاب رئیس کشور خویش،انتخاب الگوی خویش، انتخاب همسر خویش ،انتخاب هدف خویش ،کسی که الگوی برای خود انتخاب میکند ،در واقع انتخاب شونده ممکن است الگوی اجتماعی و یا الگوی اقتصادی و یا الگوی تقوابرای انتخاب کنده باشد ،یا ممکن است در یک زمینه برای انتخاب کننده الگو باشد،به هر حال انتخاب یک امر گریز ناپذیر و مقدمه هر امتداد است ،امّا بحث حقیر راجب انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری است،که جنبه عموی داشته ونتیجه انتخاب ما متوجه عموم میشود، عدم انتخاب ما هم همینطور ،اگر ما انتخاب نکنیم دیگران برای ما انتخاب میکنند و نتیجه انتخاب دیگران متوجه ما خواهد شد. حال با این مقدمه راجب اهمیت انتخابات :میرسیم به انتخاب اصلح :آقای کروبی که لقب شیخ اصلاحات را یدک میکشد وانصافاً هم اصلاح طلب است آقای کروبی در دوره مجلس ششم انصافا کار مضاعفی در راستای حقوق مردم ایفاع کردند اما در مورد اصلاح قانون مطبوعات توقع بیشتری میرفت اقای کروبی اگر پافشاری میکرد میتوانست بیشتر مفید باشد ،ایشان یک شخص شجاع ومفید به روند اصلاح جامعه است ، به نظر میآید اصول گرایان بدشان نمی یاد که کروبی در انتخابات باشد. شاید به جهت اینکه آرایی آقای موسوی ریزش داشته باشد، و امّا احمدی نژاد:چهار سال تصدی او در ریاست جمهوری بیانگر قابلیتهای او است که برای ایران وایرانی به ارمغان آورد ، در روابط بین الملل افتزاع به بار آورد، زحمت اجماع تمامی کشورها را بر علیه ایران کشید،وجهه ایران رادر جهان به حراج گذاشت،تیم اقتصادی او هیچ کار قابل توجه ای نکرد، تورم از یازده در صد به بیست شش در صد رساندبهره های بانکی با طبل شیپور پایین آورد، واردات بی رویه محصولات کشاورزی ،از مصر و.....کشاورزی ما را به نقطه ورشکستگی سوق داد ،با شعار عدالت رئیس شد در اولین قدم با انتخاب کابینه با مدارک قلابی خود و زیردستان و کنار گذاشتن سرمایه های انسانی و لایق و تجربه های گرانقدر، عدالت را لگد مال کرد ، پول نفت را سر سفره نیاورد چون بوی نفت میداد،بی قانونی ودروغ رواج پیدا کرد، از مافیای نفت هم خبری نشد،اما آقای محسن رضایی:هیچ حرفی برای گفتن ندارد ،اقتصادبیمار چهل ساله ایران چیزی نیست که آقای رضای بتواند راه حل منطقی برای آن بیابد، در مان بیماری اقتصاد ایران نمی تواند از تفکر آقای رضایی عبور کند، با فکر محافظه کارانه نمی توان بیماری اقتصاد ایران را درمان کرد ،در دنیا دو نظریه برای حل معظل اقتصادی وجود دارد و آن این که آیا اول باید توسعه سیاسی شکل بگیرد تا به توسعه اقتصادی رسید ؟یا توسعه اقتصادی محقق شودتا به توسعه سیاسی وهمه جانبه رسید ؟به صورت ساده تر عقل بهتر است یا ثروت ؟این سوال همچنان بحث محافل اقتصادی است. به نظر نقارنده توسعه سیاسی در ایران مقدم بر توسعه اقتصادی است ،چرا که ایران در حال گذار از سنت به مدرنیته است ، در ایران تا زمانیکه نهادهای مدنی قوی مطبوعات آزاد، کانال مستقل تلویزیونی و ریشه کنی بیسوادی وآگاهی مردم از حق حقوق قانونی خود وگردش آزادانه اطلاعات محقق نشود ،امیدی برای حل بیماری اقتصادی نیست ،البته بحث پیرامن این موضوع زیاد است که در این مقال نمی گنجد ،نظر به این منطق آقای رضایی نمی تواند بیماری اقتصاد ایران را درمان کند ،امّا انتخاب خودم :آقای میر حسین موسوی !!!!!شعارهای موسوی نیاز جامعه امروز ماست ،کسی که از کرامت به حراج رفته انسان پاسداری میکند، کسی که برای ملت حق اطلاع از امور کشور دفاع میکند ،کسی که حامی گردش اطلاعات شفاف وآزادانه برای مردم قایل است ،کسی که از آزادی بیان و اندیشه پاسداری میکند ومدافع آزادی های مصرح در قانون است ،کسی که حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی را مد نظر دارد،کسی که از عزت و هویت ایرانی سخن میراند ، برای این شخص جز خدمت ،هدف دیگری متصور نیست.
بهترین انتخاب
:میر حسین موسوی دیدار ما 22 خرداد




